دریافت کد گوشه نما
رنـگــ خـدایــی

خدای روزگار نوجوانی ما یک‌جوری بود که بالای همه‌ی نوشته‌های‌مان می‌نوشتیم: هوالمحبوب.
دلم برای آن خدا تنگ شده.

الهے، هم نشین از هم نشین رنگ
مے گیرد.خوشا آن که با تو هم نشین است..
صبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنْ اللَّهِ صِبْغَةً

دل باید بزرگ باشد. وقتی انسان هدف داشته باشد، هر جا باشد خوب است..

هَر کُجا تو با مَنی مَن خوش دِلَم
اَر بُوَد دَر کُنجِ چاهی مَنزِلَم..

پیام های کوتاه

رنـگــ خـدایــی

مــا را فــدائــیــانـ حــســیــنـ بــیــافــریــنـ

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدافعان حرم» ثبت شده است


مداحی سیدرضا نریمانی

واحد بسیار جانسوز در مورد دست های بسته...


یه روزی تو مدینه، جلو چشم حضرت خیرالنسا دستی رو بستن...
تو مدینه، توی کوچه، حضرت صادق مارو دست بستن...  :((


حرف غواص ها شده گریه ام گرفته

صحبت از دریا شده گریه ام گرفته :((

دریافت

رنگ خدایے . . .
۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۳۹ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۱ نظر

...این مداحی رو از دست ندید...

...نظرتون رو اعلام کنید...

مداحی برادر سید رضا نریمانی برای فرزندان مدافعان حرم

شب 21 ماه رمضان

حالا بگو قیمت چند؟ 

شبایی که میلرزم و میترسم و بابام نیست

بی حوصلمو و تنها 

دیگه حسی برا بازی با عروسکام نیست...

:(((((((

دریافت

رنگ خدایے . . .
۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۱:۰۱ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ نظر

مداحی برادر سید رضا نریمانی برای مدافعان حرم

یه شهید که از شهدای مدافعانه 

که فدایی عمه ی صاحب الزمانه 

منم باید برم 

آره برم سرم بره 

نذارم هیچ حرومی طرف حرم بره

یه روزیم بیاد، نفس آخرم بره

یه قاب عکس شهید که میده به دلم امید

یه قاب عکس شهید خودش کو؟ به حرم رسید.. :(

دریافت

رنگ خدایے . . .
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۶ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۸ نظر

شهید مهدی اسحاقیان به خیل شهدای مدافع حرم پیوست

شهیدی دیگر از شهر شاهد نمونه کشور، دُرچه اصفهان

دختر شهید، همسر شهید شد

رنگ خدایے . . .
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۸ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۶ نظر

مداحی برادر سید رضا نریمانی برای شهدای مدافع حرم..

پشت پات آب میریزم دل بی تاب میریزم

دست حق پشت و پناهت 

دوباره خبر رسید که یه لاله پر کشید

کوچه مشکی شد برات...


دریافت

رنگ خدایے . . .
۱۱ خرداد ۹۵ ، ۰۸:۴۰ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳ نظر

محبوبه در آن لحظات تلخ طاقت فرسا، وقتی تصویر بی جان محمدش را دیدبه این فکر کرد که زینب(س) چگونه سر بریده و بدن شرحه شرحه شده حسین را دید و تاب آورد...

وقتی عکس را دیدم ناخودآگاه یاد کربلا و حضرت زینب افتادم، جنازه محمد سالم سالم بود، فقط از پشت سر یک تیر خورده بود و انگار خواب بود. آن لحظه فقط نام امام حسین(ع) را صدا می­‌زدم و آن صحنه برایم تداعی می­‌شد که چقدر سخت است.....

از خدا شکوه نکن، از خدا گلایه نکن، فقط سرت را روی شانه های آرامش بخش خدا بگذار و های های گریه کن، خودت را به خدا بسپار و از او کمک بخواه، خودت را در آغوش گرم خدا گم کن...

رفتم نماز شکر خواندم. قبلش وقتی خواستم وضو بگیرم دیدم چقدر سخت است که تو بعد از این اتفاق نماز شکر بخوانی! در آن لحظه و اوج ناراحتی و اضطراب و بی­‌قراری و درد و غصه که به همه چیز فکر می­‌کنی و شوهرت را هم از دست داده­‌ای، بخواهی نماز شکر بخوانی خیلی سخت است. شاید دو روز بعد راحت­‌تر بتوانی بخوانی.

اینجا را حتما بخوانید:

«شهید محمد بلباسی» به روایت مادر و همسر

رنگ خدایے . . .
۰۹ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۳۱ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۴ نظر

میگفت میخوام برم بشم فدای زینب 

یه عمره که شنیدم از غم های زینب

همیشه نون و نمک سفرشو خوردم 

حالا باید بشم، سپر بلای زینب

نمردم، که ذره ای به ساحت بی بی بشه اهانت

پا به رکاب زینبم تا مقصد شهادت

دریافت

رنگ خدایے . . .
۱۵ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۳۶ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۷ نظر
مداحی برادر سید رضا نریمانی

هوای این روزای من هوای سنگره

یه حسی روحمو به تا زینبیه میبره
 

دریافت

رنگ خدایے . . .
۰۲ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۵۲ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۵ نظر